Top
نظم به اندازه زندگی مهم است

نظم به اندازه زندگی مهم است

نظم  به اندازه زندگی مهم است

نظم مهم است  اما مهمتر از آن نحوه وچگونگی اعمال و ایجاد نظم می‌باشد. به این معنی که اگر موضوعات  را به صورت دقیق و با توجه به یك وجه از اطلاعات (مثلا باتوجه به اندازه متن آنها)کنار هم بچینیم نمی توان گفت نظم خوبی اعمال شده. نظم باید دارای هارمونی باشد و بتواند با روایت  صحیح موضوعات، ذهن را هدایت كند.

مثلا وقتی درباره توضیح  اعضای بدن صحبت می‌کنیم فقط به ترتیب از بالا به پایین و یا برعکس ارائه اطلاعات  نمی‌تواند كاملا درست باشد. اینکه چه زمانی مغز و قلب را توضیح دهیم و با چه اولویتی  عضلات و مفصل ها را و در چه  قسمتی  درباره اعضای دیگر صحبت کنیم بر می‌گردد به هدف ما  از توضیح این موارد.

اما نکته مهمتر نوع تاثیر گذاری( برداشت مورد نظر مخاطب و البته تعیین هدف ما ) مد نظر ماست و داشتن برنامه‌ای برای  برداشت مخاطب است. برنامه برای برداشت مخاطب، همان چیزی است كه بازاریاب‌های حرفه‌ای به آن قیف فروش می‌گویند.

نوع و زمان ارائه اطلاعات

به گونه‌ای است كه مخاطب را به سمت هدف نهایی سوق می‌دهند و در مقطعی به صورت ناخودآگاه مشتری همان مسیری را طی می‌كند كه ما نیاز داریم. در اینفوگرافی‌هم همینطور است اگر نحوه ارائه اطلاعات با كمك طراحی و تعیین هدف و انتخاب اجزای مناسب همخوانی داشته باشد،می‌توان تا حد زیادی  امیدوار بود  مخاطب همان برداشت مورد نظر مار ا داشته باشد. در تمام اینفوگرافیک‌ها هدفی وجود دارد و در اطلاعات ارائه شده داستانی روایت شده است.

 

مغز چطوری درک می‌کند؟

در مورد نحوه پردازش مغز باید بدانیم که در اوایل زمانی که کامپیوتر تازه  اختراع شد، هدف این بود که دستگاهی ساخته شود تا دستیار محاسبه باشد. اما با پیشرفت های بیشتر اکنون دانشمندان در پی این هستند که دستگاهی بسازند که دقیقا مثل مغز کار کند. به این معنی که بتواند در زمان استفاده دقیقا شبیه انسان باشد و ما حس کنیم که او ما را می فهمد و این یعنی نظم و درکی که قرار نیست ما متوجه آن باشیم. قرار است آن را زندگی کنیم و در زمان استفاده چنان غرق آن باشیم که متوجه استفاده از کامپیوتر نشویم. این در کار طراحی اینفوگرافی به این معنی است که نحوه ارائه اطلاعات به طرز شگفت انگیزی همخوانی با نحوه پردازش مغز اغلب افراد دارد و در پی آن بیشترین  ارتباط با اینفوگرافیک شکل می‌گیرد.

 

راست‌مغزها  با مغز چپشان چه‌می‌كنند؟

یكی از ابعاد طراحی نوع فكر كردن درباره طرح و پیاده سازی  آن برای اجرا می‌باشد. میدانیم كه مركز تفكر انسانی كه مركز تصمیم‌گیری نیز هست مغز انسان است و همین‌طور مغز انسان  از دونیمكره راست و چپ تشكیل شده، در تحلیل و كاركرداین دو نیمكره پژوهش‌های زیادی شده و   كتاب‌های زیادی در این زمینه موجود است. اگر چه مطالعه چگونگی كاركرد مغز راست و چپ موضوع بحث ما نیست. اما باید بدانیم كه  برخی به صورت ناخودآگاه شیوه  طراحی و تفكرشان بر مبنای خصوصیات مغز راست است و برخی از افراد از مغز چپ كمك می‌گیرند. می‌دانیم كه مغز راست  اغلب پیشنهادهای  احساسی و خلاقانه  دارد و در مقابل مغز چپ اغلب پیشنهادهای منطقی و محاسباتی، تا اینجای كار نكته  واضح است.

نكته قابل اهمیت برای من این است كه در زمان شروع  ایده‌پردازی برای طراحی ابتدا با خود و شرایط خود كنار بیایید و تا می‌توانید مغز منطقی را از كار بیاندازید.

تمام انرژی و قدرت تفكر خود را برای بروز خلاقیت بدون محدودیت به كار بگیرید. برای خود هیچ محدودیت زمانی، مالی ، تكنیكی و اجرایی قایل نشوید. بعد از چند دقیقه می‌بینید كه  ایده‌های فراوانی روی كاغذ دارید. سپس می‌توانید با مغز منطقی آنهایی كه احتمالا قابل اجرا نیستند و با امكانات و محدودیت‌های شما جور نیستند را آرشیو كنید و از  آنهایی را كه  شما را متقاعد می‌كند  یكی را  انتخاب و قدم در دنیای پر التهاب اجرا بگذارید.

التهاب از این منظر كه تمام فكرها و ایده‌هایی كه برای اجرا در نظر دارید و یا به صورت دستی اجرا كرده‌اید امكان اجرایی كه منظور نهایی شما را القا كند، ندارند.( بنابراین من اجراكارها را به اندازه طراحان تحسین می‌كنم).چرا كه بخش مهمی از پروسه خلق یك اینفوگرافی، اجرای  مناسب و استفاده به جا از ابزارها، و تكنیك‌ها  است.

پس از انتخاب ایده مناسب جهت طراحی و ارائه ، سراغ مراحل بعدی كه ایجاد روایت داستانی از محتوای غالبا  عددی و رقمی است، می‌رویم.

 

اشتراک گذاری
بدون دیدگاه

دیدگاهی بفرستید